واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

547

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

حدى در سرزمين تركان نفوذ داشته . صحرانشينان به مصنوعات كشور متمدن و با فرهنگ احتياج داشتند و در عين حال بسبب قدرت دولت سامانيان نمىتوانستند مصنوعات و اجناس مزبور را از طريق دست برد و غارت بدست آورند و بالنتيجه چنان كه در موارد متشابه ديده شده ، دسته‌هاى كثير العده تشكيل داده به منظور روابط تجارى به شهرهاى مرزى روى مىآوردند « 1 » . گذشته از اين پاره‌اى از دستجات غزان كه بسبب نامعلومى زادگاه خويش را ترك گفته بودند ، با موافقت دولت بخشى از اراضى ماوراء النهر را كه فقط به درد صحرانشينان مىخورد ، اشغال كردند و در عوض متعهد شدند كه از مرز كشور در برابر هر تهاجم و مهاجمى دفاع كنند . پيشتر ( ص 96 - 395 ) از تركمنانى ( غزانى ) كه در غرب و جنوب غربى اسفيجاب مكان گزيده بودند صحبت داشتيم . شاخهء ديگرى از تركمنان ، در تحت رياست سلجوق « 2 » از هم‌قبيلگان خويش در بخشهاى سفلاى سيردريا ، جدا شدند . سلجوق اسلام آورد و مردم مسلمان جند را از زير بار خراج كفار نجات داد « 3 » . سلجوق درگذشت و در جند مدفون گشت . ظاهرا ميان جانشينان وى و مسلمانانى كه خود او [ از قيد كفار ] آزاد كرده بود نزاع درگرفت و ايشان به سوى جنوب پيش‌روى كردند . در قرن

--> ( 1 ) - رجوع شود به ماقبل ، ص 9 - 508 . ( 2 ) - املاى صحيح اين كلمه [ به خطوط اروپائى ] ، به‌رغم آن‌چه دانشمندان معاصر اروپاى غربى پذيرفته‌اند ، نه q ؟ Salju يا uq ؟ Salc ( دانشمندان انگليسى و فرانسوى و آلمانى چنين مىنويسند ) بلكه k ؟ Selju درست است و صحت اين املاء از نحوهء تحرير اين كلمه به صورت « سلجك » كه در يك اثر اصيل تركى مانند « كتاب كركود » و مطالب « ديوان لغت الترك » محمود كاشغرى آمده - معلوم است ( I ، 397 ) . ( 3 ) - ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ، I X ، 322 .